گرفتن – بردن تصویر سلفی گرفتن انتشار تصویر

گرفتن – بردن: تصویر سلفی گرفتن انتشار تصویر نمایندگان مجلس اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث بازگشت از شکنجه به زندگی

چند هفته ای است که سه خواهر و برادر ماهشهری نفس راحتی می کشند. این سه کودک این روزها زندگی دیگری را تجربه می کنند. دیگر از شکنجه های پدر خبری نیست. فاطمه، علی

بازگشت از شکنجه به زندگی

بازگشت از شکنجه به زندگی

عبارات مهم : زندان

چند هفته ای است که سه خواهر و برادر ماهشهری نفس راحتی می کشند. این سه کودک این روزها زندگی دیگری را تجربه می کنند. دیگر از شکنجه های پدر خبری نیست. فاطمه، علی اکبر و بنین دیگر از سوی نامادری آزار و اذیت نمی شوند. با شکم سیر به رختخواب می روند و کسی آنها را به زور جهت کارکردن به منزل های مردم و کنار خیابان نمی برد. رفته رفته آثار شکنجه هم محو شده.

جای شلاق های بی رحمانه پدر و داغ فندک های نامادری سنگدل. این سه کودک شکنجه دیده ماهشهری حالا چند روزی است که راحت زندگی می کنند. فاطمه به منزل مادربزرگش رفته؛ علی اکبر و بنین هم با عمویشان زندگی می کنند. فاطمه و بنین مثل قبل سرکلاس درس حاضر می شوند و علی اکبر هم مثل بقیه هم سن وسال هایش بازی می کند. عموی این کودکان به حکم قضائی سرپرستی آنها را برعهده گرفته هست، ولی آن طور که خودش می گوید، دندانپزشک خیری که درمان دندان های کشیده شده است فاطمه را متقبل شده، در مواظبت و نگهداری از این سه کودک زحمت کشیده، به او کمک می کند. ولی پدرشکنجه گر و نامادری بی رحم هر دو در بازداشت هستند. پدر در زندان ماهشهر و در انتظار تکمیل پرونده است و همسرش هم به علت نبود زندان زنان، به اهواز انتقال یافته شده است است.

بازگشت از شکنجه به زندگی

با گذشت حدود یک ماه از رسانه ای شدن خبر شکنجه سه کودک ماهشهری، حالا پدر این کودکان در زندان لب باز کرده و علت این رفتارهای خشن و شکنجه های بی رحمانه اش را تنبیه فرزندانش عنوان کرده هست. به گفته عموی این فرزند ها، او این حرف ها را به اقوام و آشنایانی گفته که در این مدت جهت ملاقات او به زندان رفته اند: «من تا الان به ملاقات برادرم نرفته ام. کاری که او انجام داده، خیلی وحشتناک هست. برادر من حتی از داعش هم سنگدل تر است.

به همین علت اصلا دوست ندارم که او را ملاقات کنم، ولی به چندنفری پیغام داده که من جهت تربیت و تنبیه فرزند هایم آنها را کتک می زدم. خودم هم نمی دانم، یک فرزند ٥ساله را جهت تنبیه با شلاق کتک می زنند یا با فندک بدن دختر معصوم را می سوزانند.» عموی این کودکان اعتقاد است که برادرش بیمار شده است و باید دکتر ها او را معاینه کنند: «برادر من در این یک سالی که از او بی خبر بودیم، این طور شد. از همان هنگامی که که با آن زن ازدواج کرد. ما از اول هم با این وصلت مخالف بودیم. برادر من حتی حرمت همسر مرحومش را هم نگه نداشت. آن قدر بی شرم شده است بود که قبل از چهلم زنش دوباره ازدواج کرد».

چند هفته ای است که سه خواهر و برادر ماهشهری نفس راحتی می کشند. این سه کودک این روزها زندگی دیگری را تجربه می کنند. دیگر از شکنجه های پدر خبری نیست. فاطمه، علی

ماجرای ازدواج های پی درپی این پدر شکنجه گر هم جهت خودش داستانی دارد. این مرد تاکنون سه بار ازدواج کرده. فاطمه را از همسر اولش دارد. ام البنین و علی اکبر هم از زن دوم او هستند، ولی همسر سوم او همان نامادری بی رحمی است که به جرم شکنجه و آزار و اذیت این کودکان روانه زندان شده است هست. البته این زن همان روزهای نخست یکبار به قید وثیقه آزاد شده است بود، ولی به حکم قاضی دوباره بازداشت شد و الان هم در زندان اهواز است.

اما وضع روزهای این ٢ خواهر و برادر شاید بخش خوب این ماجرای غم انگیز باشد. فاطمه که از همه آنها بزرگتر است و زیاد از خواهر و برادرش از شکنجه ها عذاب کشیده بود، الان در کنار مادربزرگش زندگی می کند. حالا هم فاطمه زندگی آرامی دارد و هم مادربزرگ پیرش از تنهایی درآمده هست. این تصمیمی است که عموی فاطمه جهت او و برادرانش گرفته است: «خانه ما روبه روی منزل مادرم هست. فاطمه سنش زیاد است.

برای این که مادرم تنها نباشد، تصمیم گرفتیم که فاطمه پیش او زندگی کند. علی اکبر و بنین هم پیش خودم هستند. من مثل فرزند های خودم از آنها مواظبت می کنم. همسرم هم با این عنوان هیچ مشکلی ندارد و آنها را خیلی دوست دارد. البته نه این که آنها را از هم جدا کرده باشیم، همان طور که گفتم، درِ منزل مادرم دقیقا روبه روی درِ منزل ما باز می شود. آنها هر روز همدیگر را می بینند. فرزند ها هم از این وضع راضی هستند. شب ها آرام می خوابند و روزها هم مثل همه فرزند ها مشغول بازی و خوش حالی هستند. در این مدت کوتاه آن قدر به من و همسرم وابسته شده است اند که علی اکبر و بنین من را بابا و همسرم را مامان صدامی زنند».

بازگشت از شکنجه به زندگی

عموی این فرزند ها به حکم دادستانی سرپرستی آنها را برعهده گرفته و قانونا باید از آنها نگهداری کند. خودش هیچ گله ای ندارد و در لابه لای صحبت هایش مدام این جمله را تکرار می کند که «من تا آخر عمرم از این فرزند ها مواظبت می کنم»

اما نگهداری و سرپرستی این فرزند ها خرج دارد و این مرد با یک حقوق کارگری باید چند نان خور را اداره کند، همین شده است تا یک دکتر خیر جهت نگهداری و مواظبت از این سه کودک به او کمک کند: «همان دندانپزشکی که پیگیر کار آنها بود، الان هم جهت نگهداری فرزند های برادرم کمک می کند. او اهل تبریز است و همان کسی است که دندان های فاطمه را درست کرد. دندان هایی که با انبر به وسیله پدر سنگدل کشیده شده است بود.» این دکتر علاوه بر درمان به میل خود بخشی از هزینه های این دو خواهر و برادر را هم برعهده گرفته هست.

چند هفته ای است که سه خواهر و برادر ماهشهری نفس راحتی می کشند. این سه کودک این روزها زندگی دیگری را تجربه می کنند. دیگر از شکنجه های پدر خبری نیست. فاطمه، علی

شهروند

واژه های کلیدی: زندان | زندگی | شکنجه | فرزند | ازدواج | کودکان | فرزندان | نگهداری | خواهر و برادر

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs